خاکریز / مرا با لباس سپاه دفن کنید
23 سالش بود که به عضویت سپاه درآمد. اول فرمانده عملیات سپاه جزیره خارک شد. بعد شد مأمور تأسیس و سازماندهی ناو دریایی سپاه.
دستشان از شناورهای جنگی خالی بود. فقط او بود و قایقهای کوچک تندرویی
که توپ هم داشت. مهم نبود ناوها صدها برابر بزرگتر بودند و همه نوع تجهیزات
داشتند، مهم این بود که نشان بدهند خلیج فارس، «خلیج فارس» است، نه یک
کلمه بیشتر
و نه یک کلمه کمتر! آمریکایی ها و عراقی ها باید غیرت ایرانی را
میدیدند.
یک کشتی بسیار بزرگ کویتی با اسم و پرچم آمریکا با بوق و کرنا از تنگه هرمز رد شده بود.
امام(ره) گفته بود که این کاروان نباید سالم به مقصد برسد. روز 16 مهر
سال 66 نادر زود دست به کار شد. با همان قایق های کوچک رفتند برای کشتی مین
کاشتند. هیچ کدام از رادارهای کشتی به آن بزرگی نتوانسته بودند نه قایق را
ببینند، نه مین ها را. فقط اخبار گفت که یک هلیکوپتر و ناو بزرگ آمریکا
منفجر شد.
"شهید نادر مهدوی" هم در حمله یکی از بالگردهای آمریکایی به شهادت رسید.
در وصیت نامه اش نوشته بود: «ما مرد جنگیم و از کشته شدن نمیهراسیم و
مرگ را با جان و دل می خریم. برای ما یکسان است که مرگ به جانب ما بیاید یا
ما به جانب مرگ برویم ... مرا با لباس سپاه دفن کنید. خون های بدنم را هم
پاک نکنید ...»
خبر | فرهنگی و هنری
نام منبع:
حیات
شماره مطلب: 87407